تبليغاتX
مرجع ارباب حلقه ها* The Lord Of The Ring
متعلق است به گروهان: کتاب

كتاب ارباب حلقه‌ها (ياران حلقه) ص 174

 

 

سفيد برفي ! اي بانوي پاك ! سفيد برفي

شهبانوي آن سوي درياهاي غربي !

اي روشنايي ما آوارگان

در ميان جهاني در هم تنيده از درختان !

 

گيل تونيل ! آي البريت

چشمانت روشن و نفست سبك

سفيد برفي ! آوازمان براي توست ، سفيد برفي !

در سرزمين دوردست آن سوي درياهاي غربي

 

اي ستارگان سال بي خورشيد

كه دست درخشان بانويم شما را كاشته،

در دشت هاي پر باري كه اكنون درخشان و شفاف است

شكوفه سيم گونت را مي بينم كه پرپر شده !

 

آي البريت ! گيل تونيل !

هنوز در ياد ماست، ما ساكنان

ميان درختان اين سرزمين دور

نور ستاره ات بر روي درياهاي غربي.

 


سلام دوستان عزيز، اينم اولين آپ لرد الروند، اما درباره اين شعر بايد بگم اين شعر رو الف‌هايي مي‌خوندند كه ما توي كتاب به نام دار و دسته گليدور مي‌شناسيم.

 

در ضمن كپي رايت رو رعايت كنيد لطفا.  

+ جنگجو :لرد الروند،پادشاه ايملادريس در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 17:20 |
متعلق است به گروهان: اخبار وبلاگ

با سلام و عرض تبريك به جناب لرد الروند نويسنده جديد و عزيزمون

پس از گرفتن پسورد از ارك (اورك) تعمير كار  تصميم به ايجاد تغييراتي در قالب كردم و بزودي شاهد قالب جديد و اختصاصي اين وبلاگ خواهيد بود

و

از اين پس به كمك شما دوستان ميخواهم تعدادي كد اختصاصي مربوط به ارباب حلقه ها تو وبلاگ بزارم تا در وبلاگتون ازش استفاده كنيد

نمونش همين سخنان و اشعار بروز ارباب حلقه ها كه اگر صفحه رو رفرش عوض ميشه(در قسمت درباره  وبلاگ)

رفرش اين شكليه:

+ جنگجو :سائورون ، ارباب تاریکی در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 22:3 |
متعلق است به گروهان: اخبار وبلاگ

                              با عرض سلام خدمت تمامی طرفداران تریلوژی ارباب حلقه ها

از امروز ما هم اومدیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امیدوارم بتونم مثل دوستان دیگه موفق باشم 

تا بعد ...

+ جنگجو :لرد الروند،پادشاه ايملادريس در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 8:57 |
متعلق است به گروهان: داستان

سلام دوستان

آنگمار یا angmar نام قلمرو باستاني پادشاه جادو پيشه يا همون witch king بوده.نقشه ي آنگمار

پس از شكست سائورون سايه او فرار كرد و منتظر فرصت براي قيام مجدد شد در اين زمان پادشاه جادوپيشه براي نابود كردن پادشاهي شمالي آرنور به فروچل آمد و سپس دژ كارن دوم را در پاي كوه ها بنا كرد.

آرنور واقع در اريادور بوده:

اريادور از ديرباز نام همه ي سرزمين هاي واقع در ميان كوه هاي مه آلود و كوهستان آبي بوده

قلمرو آرنور به سه قسمت تقسيم ميشود:

آرتداين،رودئور،كاردولان

كه همگي را شاه جادو پيشه تصرف كرد.

بعد ها كه پادشاه جادوپيشه آنگمار را ترك كرد و به موردور رفت اين قلمرو رو به ويراني گذاشت و بعد ها توسط آراگورن دوم نابود شد.

+ جنگجو :سائورون ، ارباب تاریکی در شنبه هجدهم خرداد 1387 و ساعت 11:29 |
متعلق است به گروهان: شخصیت ها

 

پیش در آمد(یه همچین چیزی)

این مقاله رو نوشتم که برای کسانی که سیلماریلیون رو نخوندن یه تعریفی از والار و اسامی اونها باشه... بالاخره همه که سیلماریلیون رو نخوندن باید بدونن توش چیه؟ نه؟سعی کردم همه کلمات کلیدی مربوط به والار رو همین جا جمع آوری کنم.اين رو هم تقريبآ بيشترش رو خودم نوشتم پس كپي رايتو رعايت كنيد.حتمآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ

آهنگ آینور(مربوط به آینولینداله)

ایلوواتار یا ارو خدای یگانه ی جهان بود او ابتدا آینور را آفرید که ثمره ی اندیشه ی او بودند.ابتدا با آن ها سخن گفت و بر آن ها نغمه های آهنگ خواندن گرفت  و آینور در برابر وی خواندند و او شاد بود.اما زمانی دراز هر یک به تنهایی خواندند یا فقط تنی چند باهم , آنگاه ايلوواتار جمله ي آينور را فرا خواند و نغمه اي شگرف (عجب...اسمايلي تعجب) برايشان خواند و از چيز هاي بزرگ تر پرده برگرفت ;آنگاه او از آينور خواست نغمه اي كه برايشان آشكار ساخته را از نو بخواند.

آنگاه صداي آينور بلند شد(يعني آهنگ خوندند و ساز و چنگ و.. زدند!)زماني دراز آهنگ برملا بود تا اينكه ملكور بر آن شد كه پنداره هاي خود را كه با نغمه ي ايلوواتار هماهنگ نبود,با آهنگ در آميزد.آنگاه تعدادي از كساني كه در نزديكي او ميخواندند دل افسرده كرد و افكارشان پريشان گشت وآنگشان تزلزل پيدا كرد

اما گروهي اندك اندك آهنگ خود را با آهنگ او ساز كردند.آنگاه ناسازي ملكور بيش از پيش گسترش يافت

ناگهان ايلوواتار از جاي برخاست و آينور ديدند كه لبخند به لب دارد و او دست چپ خود را بالا برد و نغمه اي نو در ميان توفان آغاز گشت(منظور از توفان آهنگ ملكوره).

اما ناسازي ملكور رعدآسا از پيش درگرفت,تا آن كه بسياري از آينور هراسان از خواندن باز ايستادند,و برتري با ملكور بود.

آنگاه ايلوواتار دوباره برخاست و چهره اي دژم داشت و او دست راست خود را بالا برد و بنگر!

نغمه اي سوم از دل تشويش به در آمد....باز ملكور ناسازي كرد و آنگاه ارو هر دو دست خود را بالا برد,اهنگ باز ايستاد.

آنگاه ايلوواتار اومد بيرون و اينور از پي او روان شدند و ايلي اومد ائا (جهان مادي((زمين)) ) رو نشون آينور داد و آينور اومدند داخل اون جهان

اين جا رو از سيلماريليون كپي كردم

 

آينور

همون موجوداتي كه بالا ذكر شد ((از انديشه ايلوواتار بوجود آمدند و نخستين موجودات جهان بودند و به دو دسته ي والار و مايار تقسيم شدند))

والار

والار ۱۴ تن از آينور بودن كه از بقيه ي آينور قدرتمند تر بودند(البته سوسك سائورون  هم نميشدند)

والار به دو دسته ي والار و والير( يعني آينوري كه شكل زن و مرد گرفتند : والار مرد شكل ها و والير زن شكل ها)

آيا والار شكل فيزيكي داشتند؟

خير,والار براي فرزندان ايلوواتار(الف ها و آدميان)  نامرئي بودند بعد ها كه فرزندان ايلوواتار به دنيا آمدند آن ها خود را به شكل آن ها در آوردند ::تعدادي شكل مونثات شدند " تعدادي شكل مذكرات شدند:: در واقع آينور زن و مرد نداشتند و بسته به آن شكلي كه انتخاب ميكردند تا ابد همانگونه باقي مي ماندند

 

كدام آينو ي بزرگ را والا به حساب نمي آورند؟

ملكور آينوي بزرگ شورشي را والا به حساب نياوردند به دليل مخاصمه اي كه با ديگر والار داشت...او بزرگترين و قويترين آينو بود.پيش بيني شده در داگور داگورات از پاي در مي آيد

گنده لات والار كه بود؟

مانوه سوليمو معروف به بچه پررو و تخس گنده لات والار بود.او ارباب الكي هواست او با واردا النتاري پيوند زناشويي بست . تخت پادشاهي او در تانيكوئيل بزرگترين كوه آردا بنا شده...

بقيه ي والار:

اولمو : اولمو ارباب آبهاست. او کمتر به شکل مرئی در میان مردم قدم برمیداره. او در دریای حائل ( ایکایا ) ساکن است و بعد از مانوه قدرتمندترين والا است.

آئوله : آئوله صنعتگر همسر واردا کمنتاری و ارباب تمام موادی هست که در آردا وجود دارند. او به وجود آورنده خشکی ها و جواهرات است.و دو فانوس مقدس توسط او بوجود آمده اند

ماندوس : ماندوس برادر لورین و نیینا و همسر ویره بافنده و یکی از فیانتوری ها ( ارباب های جان ها ) است. او از تمامی اتفاقاتی که در آردا اتفاق میافتد باخبر است و آنها را در سرنوشت های مختوم خود قید میکند. ارواح تمام الف ها و ( شاید ) انسانها و دورف ها  نزد او میروند تا او درمورد کرده هایشان قضاوت کند.

اورومه : اورومه همسر وانای همیشه جوان و ارباب جنگل ها است. او شکارچی تمام موجودات اهریمنی است. همچنین او اولین والایی بود که الف ها را دید و به راهنمايي اشان پرداخت.او سرزمين ميانه را دوست دارد.

لورین : لورین برادر ماندوس و نیینا و همسر استه است.باغ های او محل شفا بخشی مردم آرداست. جایی که حتی والار در آنجا غم دنیا را به فراموشی میسپارند.نام ديگر او ايرمو است.

تولکاس : تولکاس آستالدو همسر نسا و قهرمان والار و آخرین والاییست که به آردا آمد. او دشمن اصلی ملکور است. او همیشه می خندد حتی در جنگ با ملکور.اينم خيلي شاخه

اين مطلب رو يه جاهاييش رو كپي كرده بودم

بقيه والير:

واردا : واردا النتاری همسر مانوه سولیمو است. او پدید آورنده ستارگان و روشنایی هاست. الفها او را بیشتر از باقی والار دوست دارند.

یاوانا : یاوانا کمنتاری همسر آئوله صنعتگر و  تدبیر گر تمام موجودات زنده آردا بجز فرزندان ایلوواتار و آئوله است. او برای حفاظت از درختان انت ها را تدبیر کرده است.

نیينا :او خواهر لورین و ماندوس است. او غمخوار تمامی آرداست. خانه او در منتهی الیه غرب آردا قرار دارد.

استه : استه همسر لورین است.نام او به معني آسايش است

وايره بافنده : وايره بافنده همسر ماندوس است.

نسا : نسا همسر تولکاس و خواهر اورومه است.

وانا:واناي همیشه جوان خواهر یاوانا کمنتاری و همسر اورومه است. او باعث شکوفایی بیشتر آرداست.

آراتار كه هستند؟

از ميان اين چهارده تن هفت نفر از همه قدرتمند تراند كه به آنان آراتار مي گويند

آراتار عبارتند از:مانوه و اوملو و آئوله و ماندوس و واردا و ياوانا و نيينا.

والار در كجا زندگي مي كنند؟

والار در غرب در سرزمين والينور واقع در پشت كوه هاي پلوري زندگي ميكنند كه چندين بار مورد حمله ي ملكور قرار گرفته است.

كپي رايت by سائورون كبير و aragorn9.blogfa.com

نام هاي اصلي والار:الاغر ... خراغر ... نفهلار .. سگلار

+ جنگجو :سائورون ، ارباب تاریکی در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 20:53 |
متعلق است به گروهان: شخصیت ها

سلام...سلام...سلام

میگم شما دیگه گفتید این بلاگ سال به سال به روز نمیشه...رفتید پشت سرتون هم نگاه نکردید

بابا صاحبش نیست!

آقای آراگورن اومدی دوستانت را از دلشوره برهان(رها کن)


درود بر فرمانروای تاریکی!!!

       مایاها که توسط ایلوواتار بوجود آمدند هنگامی که ملکور ساز ناسازی زد مجبور شدند به ائا بروند تعدادی به ملکور و تعدادی نیز به والار پیوستند.یک سری از مایار که به ملکور پیوستند بالروگ ها بودند     مینویان آتش,دیو های قدرت...


صورت سینداری بالروگ والارئوکو است.عده ای بالروگ ها را به ارواح آتش نسبت داده اند ولی نسبت به عده ای که بالروگ ها را مایا فرض کرده اند انگشت شمارند ما در این مقاله بالروگ ها را مایا مینامیم

                                                   

                                                                                                                                                                                                                

همین طور که در شکل می بینید و همین طور در کتاب های تالکین مشاهده کردید بالروگ ها به شکل سایه ای که آتش را پوشانده تازیانه ی آتش به دست و قدرتمند جلوه می نمایند.گوتموگ (gothmog) فرمانده ی بالروگ ها كشنده فئانور ،روح آتش،و فين گون و اكتيليون از قدرتمندترين موجودات روي آردا بود.او لقب فرمانده والا مقام آنگباند را نيز يدك ميكشيد.

همانطور كه ميدانيم فئانور از شاخ ترين الف ها بود براي همين ملكور از او متنفر بود  و سعي در كشتن او داشت.

 پس از جنگ هاي بسيار در جنگ داگور_نوئين_گيليات ( نبرد زير ستارگانDagor_nuin_Giliath _ ) بالروگ هاي بسيار گرد فئانور آمدند و او را محاصره كردند سپس گوتموگ آمد و او را به درك واصل كرد تا ديگه واسه من سيلماريلم..سيلماريلم نكند و براي هميشه فكش بسته شود

در دوران سوم بالروگي كه از دوران اول باقي مانده بود و در خزد_دوم (khazad_dum)ساكن بود.دورين دورف را كشت و بعد ها كه ياران حلقه به خزد_دوم رسيدند گندالف خاكستري را به مغاك افكند و گندالف مثل شيپيش بهش چسبيد و باهاش به طرف پلكان بي انتها رفت اون جا به زور شمشير و شانس و... بالروگ خزد_دوم را كشت.

البته كتك خورد و عملآ مرده بود...ولي والار (الاغر) بيشعور كه اصلآ معلوم نبود چجوري از والينور رسيدن اينجا اومدم خير سرشون زندگي دوباره بهش بخشيدن (!)

بقيش هم خودتون ميدونيد

+ جنگجو :سائورون ، ارباب تاریکی در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:22 |
متعلق است به گروهان: شخصیت ها

بی شک یکی از شاخص ترین شخصیت های داستان ارباب حلقه ها سائورون می باشد بطوری که حتی اسم داستان هم از القاب اوست.

نام ها:سائورون/منفورsauron,,,گورتائور/Gorthaurسنگدل,,,ارباب حلقه ها/lord of the rings,,,ارباب تاریکی/dark lord

 

در ابتدا از مایا های آئوله بود .آن زمان ملکور تازه قدرت گرفته بود و با قدرت خویش سائورون را مجذوب کرد و خادم خویش ساخت.سائورون از دهشتناک ترین موجودات بود زیرا می توانست خود را به هر شکلی دربیاورد.چه چهره ی نیکو/چه چهره ی پلید

او برن و فلاگوند و ده تن از یاران آن ها را دستگیر کرد و یکی یکی آن ها را نابود کرد و وقتی نوبت به برن رسید لوتین مانع شد و از این کار جلوگیری کرد.

پس از برافتادن ملکور در دوران اول که در آن سپاهیان والینور تانگورودریم را در هم شکستند و اغلب نومه نوری ها به غرب رفتند و در ارسیا در محدوده ی دید والینور ساکن شدند.

سائورون  که برای اینکه بدلیل جرم هایش مجازات نشود در سرزمین میانه پنهان و در تاریکی قوطه ور شد و به فکر انتقام بود.

پس از مدت ها به نومه نوره (جزیره ی اداین ساکن در غرب)رفت و نومه نوری ها بر علیه والار شوراند و آخرین شاه نومه نوری,آرفارازون,به همراه سپاه پر زرق و برق خویش برای جنگ عازم سواحل والینور شد.اما وقتی رسیدند خشم والار(یا ایلوواتار) زمین را لرزاند و کوه ها برسرشان خراب شدند.

خشم ایلوواتار و والار نومه نور را در برگرفت و به غیر از سائورون و نومه نوری های سیاه و آن دسته از مومنانی که به سردستگی الندیل و پسرانش به سرزمین میانه گریخته بودند نابود شدند.

سائورون دوباره برگشت تا الف ها را اغوا کند.فریب سائورون این دفعه حلقه ها قدرت بود. الف ها به کمک سائورون حلقه های زیادی ساختند که درآن ها اراده و قدرت کافی برای حکومت بر سرزمین ها وجود داشت.اما همه فریب خورده بودند زیرا فرمانروای تاریکی پنهان از چشم الف ها حلقه ای یگانه برای حکومت بر دیگر حلقه ها ساخته بود که بخش اعظم اراده و قدرت خود را در آن نهفته بود.

وقتی الف ها پی به این موضوع بردند سعی کردند حلقه های قدرت خود را به دست فرمانروای تاریکی ولی فقط موفق شدند تا سه حلقه را دور کنند و بقیه به دست فرمانروای حلقه ها رسید.از حلقه های باقی مانده هفت حلقه به دورف ها و نه حلقه به انسان ها داد که بعد ها به اشباح حلقه تبدیل شدند.

از آن زمان جنگ موردور و الف ها آغاز شد.بر اثر قدرت حلقه الف ها مدام شکست میخوردند.

ولی سرانجام اتحاد بین انسان ها و الف ها بر قرار گردید و ارتش متحد در داگور داگورات برای آزادی زمین با نیرو های موردور وارد جنگ شد.پیروزی نزدیک بود ولی سائورون قدرتمندترین مایا بود.

او الندیل و گیل گالاد را نابود کرد و هنگامی که برای نابودی اسیلدور پسر الندیل پا پیش گذاشت, اسیلدور شمشیر شکسته ی پدرش را برداشت.و انگشت حامل حلقه را از دست سائورون قطع کرد.

روح سائورون جسمش را ترک کرد و حلقه به ایزیلدور رسید.او اگر حلقه را نابود میکرد سائورون هم نابود میشد.ولی چه کسی توان ایستادگی در برابر اراده ی فرمانروای تاریکی را دارد؟

ایسیلدور حلقه را درون اورودوین,جایی که حلقه ساخته شده بود,نینداخت و اجازه داد تا شیطان زنده بماند.

ایسیلدور هنگام حرکت به سمت قلمرو خویش به دست تعدادی از اورک ها نابود شد و حلقه به درون رودخانه افتاد.

به مدت 450 سال هیچکس از حلقه اطلاعی نداشت تا این که یک روز بر حسب اتفاق موجودی به نام میگل حلقه را پیدا کرد و اسمیگل میگل را کشت و حلقه را از او گرفت.و خود به اعماق کوه های  مه آلود رفت

و مدت ها بعد بیلبو بگینز حلقه را در کوه های مه آلود پیدا کرد و با خود به  خانه  برد.

پس از فشار های گندالف بیلبو راز حلقه را فاش کرد و گندالف تصمیم گرفت تا حلقه را به پسر عموی بیلبو,فرودو,بسپارد که او هم تصمیم گرفت تا حلقه را نابود کند.

ولی از شایر تا موردور راه زیادی بود و سارومان,از ایستاری,خیانت کرده بود.

پس از مشقت های بسیار فرودو و سام بایز,خادم فرودو,به موردور رسیدند ولی اراده ی سائورون آن ها را تحت فشار قرار میداد.در آخرین لحظات در دروازه ی کوه نابودی,اورودوین,فرودو حلقه را بدست کرد.

ولی گولوم انگشت فرودو را کند,همانند زمانی که ایسیلدور انگشت ساائورون را برید,و حلقه را گرفت و خوشحالی کرد و به همین دلیل یک قدم اضافه برداشت و خود بهمراه حلقه ی یگانه به درون آتش اورودوین افتاد و نابود شد.چون که حلقه و فرمانروای تاریکی یکی هستند پس زمانی که حلقه نابود شد .سائورون هم نابود شد و روحش برای همیشه جسمش را ترک کرد.و جهان دوباره به آرامش رسید


این مقاله دست نویس اینجانب می باشد و خودم با نام کاربری سائورون اونو تو حلقه ی یگانه قرار دادم.پس منبع را ذکر کنید.باتشکر
+ جنگجو :سائورون ، ارباب تاریکی در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 16:24 |
جستجو در بين تمام وبلاگهاي بلاگفا
CoDe By Bia2freelogO.BlogfA.CoM